به فرخندگی فرا رسیدن ششم
فروردین، سالروز زاده شدن و به پیامبری رسیدن اشوزرتشت مهر اسپنتمان
کارهای جهان را باید به خداوندان خرد سپرد

اشوزرتشت، برای آگاهی و
پرورش انسانها تلاش کرد. آگاهی که در سایه گذر از گام های روشن وُهومنه(بهمن)،
اَشاوَهیشتا(اردیبهشت)، خَشترا(شهریور)، آرمَیئتی(سِپندارمَزد)، هَه اوروَتات(خورداد)
و اَمِرَتات(امرداد) به دست می آید.
اشو زرتشت بینشین نوین درباره ی خدا، جهان، زندگی و طبیعت
به مردمان می دهد. بینشی که همه، دانش و فرهنگ است. بهره ای که ایرانیان آن را
برای خود نگهداشتند و هم با فراخی و نیکی خواهی آن را به همه ی جهانیان آن روزگار
دادند تا همگان در نیک خواهی و سرافرازی و آرامش زندگی کنند و خرم و شادکام باشند.
روشن است اشو زرتشت، آرمان ویژه ای درنظر داشته است. او
آغاز، دوگانگی اندیشه ای، «خوبی و بدی» را می شناساند، و با دانایی و خرد، انسان
ها را به بهترین گزینش رهنمود می کند تا انسان ها بدانند که همه ی سرگذشت خود را،
خود می نویسد و سرنوشت در آن ها راهی ندارد. کسی که«منیتِ» خویش را کنار گذاشت، می
تواند راه درست را برگزیند و به
خوشبختی همگان بیندیشد. چه خوشبختی در
همگان بودن آن است. خویشکاری انسان ها در آمدن به این جهان، چیزی جز بیش کاریو
دریافت فلسفه ی آفرینش نیست. فلسفه ای که در پایان، پیوستن به ذات یکتای اهوراست.
مبارزه با خرافات و دادن قربانی های گوناگون و خونین به روش های گوناگون در اندیشه
ی اشوزرتشت راهی ندارد. پرستش اهورامزدا، از برای خوشنودی او نیست که پروردگار
یکتا و همتا نیازی به پرستش ندارد. از دید گاتها، نیاز در دادار بی همتا، راه
ندارد.
در گاتها، راستی و درستی هسته ی هر چیز است. آیین راستی،
کار درست را در زمان درست و جای درست و با ابزارهای درست خواهد بود. «اَشَوَن» ها
کارشان از روی راستی است. در برابر آن ها«درِگوَنت» ها، همان دروغ کارانند. نیازی
نیست یک «اشو»، زرتشتی، یا یک دروند، غیر زرتشتی باشد. به سخنی دیگر، اشوزرتشت،
پیروان راستی را نه «زرتشتی» نامیده و نه پیرو خود. او آن ها را«اَشَوَن» یا پیرو اشا می نامند. در در جهان هرکسی می
تواند به اشویی گراید و از دروندی بپرهیزد. آن چه تباهی و روغکاران را بیشتر می
کند، خشم است. خشم، هوش و ویررا از دست دادن است. خونسردی، باهوشی است. ولی آیا می
تواند بدون در پیوند بودن با اهورامزدا از خشم دوری جست؟ خونسردی، خردمندی می آورد
و شادی و آبادی را می افزاید.
در گاتها، اشوزرتشت، خود را هماننند دیگر مردمان می شناسد،
به گونه ای که سختی ها و گرفتاری های زندگی او را همان گونه بهه درد می آورد که
دیگر مردمان را. او به جای معجزه یا کاری شگفت آور، همانند یک انسان بینشور از خود
واکنش نشان می دهد. اشو زرتشت، در یسنا ی 46 بند 2، از کمی دارایی و خواسته و اندک بودن یارانش گله مند است. ولی با
این حال او به ترس و سستی تن در نمی دهد و چون ابرمردی پاکدل از اهورامزدا«نیک
اندیشی» را می خواهد. چه نیک اندیشی سرچشمه ی همه ی خواسته هاست. گله ی او
از این است که مبادا نتواند خویشکاری خود را به انجام رساند.
گاتها می گوید
انسان باید هردو بخش مینوی و مادی زندگانی را داشته باشد. این همان «رندی» عارفان
است. می خواهد که انسان هم در جهان باشد و هم با خدا! این است که گاتها گوشه
نشینی، ریاضت، دل از جهان برکندن و یا وارون آن در عیش و نوش غوطه ور شدن و یا جهان را به خشم و خون کشیدن
را از کارهای نادرست و زشت بر می شمارد.
در سراسر سروده های اندیشه براگیز وی، کوچک ترین اثر از
جنک، خونریزی، کشتار و خشونت دیده نمی شود. او به روشنی می فرماید نباید به گفتار
و دستور هواخوان دروغ(4/46) گوش داد، چرا که اینان خانه، ده و روستا را به تباهی و
ویرانی می کشانند. پس برماست که با راستی، دروغ و دروغ کاران را مهار کنیم.
آموزش های اخلاقی اشو زرتشت، آموزش های است که کار کرد
اجتماعی دارد و دارای ارزش بنیادین در سازندگی و آبادانی جهان است. و از این رو
است که زندگی زرتشتیان در درازنای تاریخ سراسر از نو شدن و آبادانی است. بهره گیری
از همه ی خوبی ها و نیکی های زندگی و رسیدن خود و دیگران به رفا و آسایش، از آرمان
های اشو زرتشت است که به موازات آن باید دروغ کاران را نیز به راه راست رهنود ساخت
و یا آنان را مهار کرد.
گفته هایش درباره ی
خدای یگانه، نیکی و بدی، آزادی و آزادگی، دانش و فرهنگ، آشتی و آرامش، پیشرفت،
نوسازی و تازه کاری، برادری جهانی و آباد انی همگانی، رستگاری و رسایی و بالاتر از
همه، جاودانی است.
او در هر کار، چه
مینوی و چه مادی، بامردم بوده و بر هر راه، راهنمای آنان است. در آن هنگام
، او کسانی را پیشاپیش کارهای بایسته، پرورش داد و دستیارانی در هر زمینه، آماده
ساخت و کمکم کارها را به آنان سپرد. زیرا بر این اندیشه بود که کارها جهان را
همواره باید به خداوندان خرد و به دانشمندان سپرد تا آنان از راه راستی و با دانش
درونی با یکدیگر هماهنگ و هم رای شوند و زندگانی روی این زمین را تازه به تازه و
نو به نو نگاه دارند.
یاری نامه:
1. علی اکبر جعفری، ستوت یسن
2.آشتیانی، جلال الدین، زرتشت، مزدیسنا و حکومت
3.وحیدی، حسین، دین پایه زرتشتی
4.مهر، فرهنگ، دیدی نو از دینی کهن «فلسفه ی زرتشت»
نویسنده:
رستم شهریاری
گرداورنده:
مرجع تاریخ و فرهنگ ایران